شعر , عکس , عشق

وبلاگی برای افراد با احساس

جواب سوال چندتا از دوستانم در مورد اینکه از نظر من عشق چیه ؟!!

از نظرمن عشق یعنی : دوست داشتن بی حد و مرز . یعنی صداقت . مستی . گریستن . از خود بی خود شدن . دیوانگی . خواهش . شکستن - یعنی همه چیز را هیچ کردن و او را همه چیز کردن و هزاران تعبیر دیگر ...

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:51  توسط هومن جیگر  | 

Ey Donya Delgiram Azat....

۱. خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است   دلم از غصه گرفته است به آن می خندم

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 13:46  توسط هومن جیگر  | 

Bad az 3 saaaaal

Doostane aziz tasmim daram bad az 3 sal dobare be donyae ghadimam bargardam va dobare harfae delamo behetoon begam , omidvaram matalebe jadidam dar rooz hae ayande bazam baratoon ziba va ghabele tavajoh bashe , az hamatoon mamnoonam

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 12:6  توسط هومن جیگر  | 

 سلام ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 12:17  توسط هومن جیگر  | 

دوست

دوست ، واژه است
واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است
دوست ، نامه است
نامه ای که از خدا رسیده است
نامه خدا همیشه خواندنی ست
توی دفتر فرشته ها
واژه ی قشنگ دوست ماندنی ست

راستی دلت چقدر
آرزوی واژه های تازه داشت
دوست گُلت رسید
واژه را کنار واژه کاشت
واژه ها کتاب شد
دوستت همان دعای توست
آخرش دعای تو
مستجاب شد ... .
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 16:35  توسط هومن جیگر  | 

هرگز از شکست نهراسید بلکه از هر شکستی به عنوان تجربه و پله ای جهت صعود به قله موفقیت استفاده نمایید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:49  توسط هومن جیگر  | 

لازم نیست به دنبال مروارید در اعماق دریاها جستجو کنی شاید در گریبان خودت باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:30  توسط هومن جیگر  | 

یک نصیحت از من ...

بر  عکس حرف دیگران که میگن سعی کن خودتو با محیط وفق بدی

این به من ثابت شده که : (( ما باید محیط را  با خودمون وفق بدیم ))

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 20:55  توسط هومن جیگر  | 

سخنانی از بزرگان

۱- با سعه ي صدر در پي نياز هاي خود باشيد ، زيرا هر كاري تقديري دارد .

۲- اعتقاد به تقدير ، غم و اندوه را از ميان مي برد

۳- اگر در برادرت سه صفت دیدی , به او امیدوار باش : حیا ، امانت و راستی . اگر این صفات را نداشت به او امید نبند

۴- دانشی که سودی ندهد ، مثل گنجی است که خرج نشود .

۵- اگر می خواهید نزد خدا عزیز باشید ، خشونت را با صبوری و محرومیت را با بخشندگی تلافی کنید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:18  توسط هومن جیگر  | 

سخنانی از بزرگان

۱- مردان شخصيت خود را واضح تر از همه ، در آنچه به نظرشان مسخره است ، نشان مي دهند .

۲- بهترین توشه ی حیات ابدی پرهیزگاری است و بهترین صفت ایمان . به هر کس که پرهیزگاری دادند ، خیر دنیا آخرت دادند .

۳- با هوس مبارزه کنید تا بر نفس غالب شوید .

۴- دلتان را به مراقبه عادت دهيد و بسيار بينديشيد .

۵- تامل در همه چيز نيك است ، جز دز كار آخرت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:11  توسط هومن جیگر  | 

سخنانی از بزرگان

۱- زيبايي مهماني است كه همه جا مقدمش را گرامي مي دارند .

۲- چه شيرين است اعتقاد راسخ خود را از زبان ديگري شنيدن .

۳- بر بلندي كوهها نمي توان غالب شد ، مگر از طريق جاده هاي پيچ در پيچ .

۴- همه مي خواهند كسي باشند . هيچ كس نمي خواهد رشد كند .

۵- اي انسان ها با تغيير ، با تازه شدن ، خود را احيا كنيد ، وگرنه سخت خواهيد شد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 12:7  توسط هومن جیگر  | 

سخنانی از بزرگان

۱-     كار ما نماينگر قابليت هاي ماست .

۲-     هر كس با استعدادهايي خلق شده كه بايد آنها را به كار بندد . به كار بستن آنها ،  بزرگترين سعادت در زندگي هر فرد است .  

۳-     پيش از آن كه كاري بكني ، بايد كسي باشي .

۴-     فعاليت تازه و جاندار تنها راه غلبه بر فلاكت است .

۵- شخصيت در جريان زندگي شكل مي گيرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 11:38  توسط هومن جیگر  | 

عشق

**عشق یعنی: دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش...ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش...**
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:36  توسط هومن جیگر  | 

بزرگترین مشکل

بزرگترین مشکل ما انسان ها این است که : آن چیزی را که لمس میکنیم درک میکنیم !!!

اما ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:31  توسط هومن جیگر  | 

پرسش عشق

کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.
 به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.
 به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.
 به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.
 به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.

آهي کشيد و سخت گريست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 15:28  توسط هومن جیگر  | 

گمان كردم...

گمان كردم كه با من هم دل و
هم دين و
هم دردي
به دردي با تو پيوستم
ندانستم كه نا مردي
شبي پرسيدمش با بي قراري
كه غير از من كسي را دوست داري!؟
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد
ميان گريه هايش گفت آري!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 15:10  توسط هومن جیگر  | 

می رسد...

مي رسد روزي كه بي من روز ها را سر كني مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني مي رسد روزي كه تنها در كنار عكس من خاطرات كهنه ام را مو به مو از بر كني
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 15:17  توسط هومن جیگر  | 

ای کاش

کاش...... کاش يا رب آشناييها نبود يا به دنبالش جداييها نبود يا که با من نميکرديش آشنا يا که او را از من نميکردي جدا
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:50  توسط هومن جیگر  | 

عشق چیست ؟

عشق لبخند خداست عشق از خاک جداست وای تنهای من.. من گمان میکردم می توان عاشق کرد می توان عاشق بود... بی خبر اینکه عشق را به گدایی نتوان صاحب بود

                                        

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 22:46  توسط هومن جیگر  | 

بهترین اندیشه

          بدی ها را بر روی شن بنویس و خوبی ها را بر روی سخره
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 16:59  توسط هومن جیگر  | 

عاقبت

زندگي گفت : که آخر چه بود حاصل من ؟ عشق فرمود : تا چه بگويد اين دل من ؟ عقل ناليد : پس کجا حل شود اين مشکل من ؟ مرگ خنديد و گفت : در اين خانه ويرانه من........
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 15:23  توسط هومن جیگر  | 

دل شکسته

دلم به فصل جواني در اين زمانه شکست چو شبنمي که ز منقار بي نشانه شکست نه شکوه مي کنم از کس،نه شاکي ام ز قضا که جرم عاشقي اين بود و عاشقانه شکست!
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 18:54  توسط هومن جیگر  | 

مفهوم عشق

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او عشق يعني ماتهب از يك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 20:53  توسط هومن جیگر  | 

                              هیچ وقت سعی نکن جای کسی باشی

                            چون آن موقه جای تو در دنیا خالی میماند  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 20:56  توسط هومن جیگر  | 

 

                                                 

ز آتش پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا سوزنده تر از من. ز آب پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا روان تر از من. ز خاک پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا افتاده تر از من. ز شمع پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا گرم تر از من. ز گل پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا زيباتر من. ز پروانه پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا دل داده تر از من. ازمحبت پرسيدم که محبت چيست؟ گفتا خود عشق است! ز عشق پرسيدم که محبت چيست؟ گفت آنچه تو ديدي!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 21:28  توسط هومن جیگر  | 

 

                                                                 

عشق يعني رازقي ، يعني نسيم عشق يعني مست گشتن از شميم عشق يعني آفتاب بي غروب عشق يعني آسمان ، يعني فروغ عشق يعني آرزو ، يعني اميد عشق يعني روشني ، يعني سپيد

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 15:25  توسط هومن جیگر  | 

حقیقت

هرگز نگو "دوستت دارم " ! _: اگر حقيقتا به آن اهميت نمي دهي... . درباره ي "احساسات " سخن نگو _: اگر واقعا وجود ندارد... . هرگز "دستي را نگير" ! _: وقتي قصد شکستن قلبش را داري... . هرگز نگو "براي هميشه " ! _: وقتي مي داني جدا مي شوي... . هرگز "به چشماني نگاه نکن " ! _: وقتي قصد دروغ گفتن داري... . هرگز "سلامي نده" ! _: وقتي مي داني خداحافظي در پيش است... . "قلبي را قفل نکن " ! _: وقتي کليدش را نداري

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 21:49  توسط هومن جیگر  | 

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نیست           

عشق آن است كه يكي براي ديگري چتر شود طوري كه هيچگاه او نفهمد چرا خيس نميشود

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 15:50  توسط هومن جیگر  | 

حقیقت زندگی

زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق ۱ بار است ... جدایی دشوار است... یاده تو تکرار است...

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 15:40  توسط هومن جیگر  | 

تو با من چه کردی...

 

 هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم
                        نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم
     بهوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم
                      شمايل تو بديدم، نه عقل ماند و نه هوشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 14:55  توسط هومن جیگر  |